خوراک‌ها:
نوشته‌ها
دیدگاه‌ها

بازگشت دوباره

دلیل غیبت چند هفته ای:

در چند هفته اخیر لپ تاپ قدیمان به رحمت ایزدی پیوسته و ما را بس آزرده بود.ا

و من هم در انتخاب سخت گیر و در عمل تنبل فلذا خریدن کامپیوتر جدید چندی طول کشید.

امید است با لپ تاپ جدبد بیشتر در خدمت دوستان باشیم.

دله دزدی در انگلیس

مثل اینکه بحران اقتصادی خیلی داره روی نهادهای انگلیس اثر می گذاره به طوریکه این دله دزدی که در پست قبل اشاره کرده داره اینجا فراگیر میشه.

وضعیت دانشگاه ها و اپراتورهای تلفن همراه و لوله کش ها و دوچرخه دزدها که از روز هم روشن تاره. ولی آخرین نمونه ای همین امروز باش مواجه شدم دیگه کفم رو برید.

من یک عدد CushDesk ( وسیله ای  برای قرار دادن لپ تاپ روی پا که در حقیقت بین پا و لب تاپ قرار می گیرد) سفارش داده بودم، بجاش یک عدد کیف لپ تاپ دریافت کردم. حلا شاید هم این یکی یک اشتباه ساده باشه. حالا بذارید ببینم چی جواب می دن به شکایت من: معلوم میشه اشتباه شده یا دله دزدی بوده.

امروز ایمیلی دریافت کردم از مسئول خوابگاههای دانشجویی که بسیار ما را بر آشفته کرد.

خانمه گفته بود چون که زودتر از موعد مقرر خوابگاه را ترک کردی باید تا دو هفته دیگه کرایه ایجا رو بدی.  ( هر هفته حدود 115 پوند و در مجموع 230 پوند)

جالب اینه که هفته پیش که بهش گفتم می خوام زودتر برم، خیلی راحت گفته بود مشکلی نداره و هیچ اشاره ای به این مسئله پول اضافی و جریمه نکرده بود.

من هم که به رگ یزدیم حسابی برخورده بود ایمیلی زدم به این خانم که آبجی من متوجه نشدم شما دقیقاً چی گفتی. ولی اگه منظورت اینه که من پول اضافی بدم کور خوندی! اینها رو  هفته پیش باید بهم می گفتی

حال بینیم چی میشه! ولی من فعلاٌ خیال تسلیم شدن ندارم

 

سر و سامان گرفتن (2)

کار دومی که دیروز انجام دادم، Indeed، (در حقیقت) تعویض خانه بود.

در اوان ورود به شهر ردینگ در یکی از خوابگاه های دانشگاه سکونت گزیده بودم. منتها زود متوجه شدم که  کرایه خوابگاه ها به مراتب بیشتر از کرایه یک اتاق در املاک خصوصی است. و بدتر این بود که  پرداخت این پول اضافی هیچ مزیت خاصی را هم برایم ایجاد نمی کرد.

محل خوابگاه تا دانشکده ما حدود 30-40 دقیقه پیاده روی دارد. وضعیت حمل و نقل عمومی هم انقدرها در ردینگ جالب نیست به طوریکه نتها یک اتوبوس در این مسیر حرکت می کند که انهم هر یک ساعت یکبار می آید.

با جستجوی نه چندان زیاد اتاقی را جستم در قاصله 10-15 دقیقه ای از دانشکده با کرایه 300 پوند. ( کرایه خوابگاه 500 پوند بود). در حقیقت من و 3 نفر دیگه در یک خانه 4 اتاقه با هم زندگی می کنیم. یکی از هم خانه ای یک دانشجوی دکترا اهل کشور ایتالیاست و دو نفر دیگر کار می کنند، یکی اهل برزیل و دیگری لهستانی. در ضمن این خانه ما یک حیاط بزرگ دارد و یک درخت سیب!

به هر شکل تا به این لحظه که 5-6 ساعتی است در خانه جدید هستم از این تدبیر خویش بسیار خورسندیم.

امید است که لحظات خوشی را در این خانه داشته باشیم

پ.ن.1 اگر به نحوه صحبت انگلیس ها به خصوص در مجالس رسمی دقت کنید می بینید که همش به هم Indeed تحویل می دهند. مثلاً Thank you Indeed  یا I enjoyed it Indeed , …

امروز بالاخره سر و سامون گرفتم!

نترسید! چیزی نشده! نه کسی رو تازگیها دیدم و نه قصد ازدواج دارم.

اما امروز بالاخره دو تا کاری را که 1ماهه می خوام انجام بدم تموم کردم:

1) یک عدد دو چرخه خریدم به مبللغ 100 پوند با کلیه امگانات شامل دو  چراغ ( عقب و جلو) و دو قفل ( قفل بدنه و قفل چرخ!) این هم عکس دوچرخه

 فعلاٌ این را داشته باشید تا برنامه بعد

چند وقتی است که دوباره می خواهم بنویسم اما هر بار یک بهانه ای پیدا می کنم برای این که کار را امروز را به فردا بیاندزم یا به قول انگلیسی زبان ها پروکرستینت Procrastinate  کنم.

قابل توجه دوستانی که چند وقت است از من خبر ندارند الان در رِدینگ زندگی می کنم. همان Reading به معنی خواندن می نویسند اما Reding می خوانند.

و اما ردینگ شهر کوچکی است  با فاصله نیم ساعت ترن در غرب لندن. در این 3 هفته ای که به اینجا آماده ام  بیشتر سرگرم کارهای دانشگاه و فراهم آوردن وسایل زندگی بودم و خیلی فرصت اندیشیدن نداشته ام. اما در کل زندگی در اینجا تا حدود زیادی متفاوت از زندگی در لندن باشد… در روزهای آتی در این باره بیشتر می نویسم.

امید است این بیماری پروکرستینیشن دوباره ما را نگیرد!

بیانیه استعفای خاتمی.
وقتی موسوی نامزد شد، یکجورایی دلم میگفت خاتمی باید انصراف بده!
ولی حالا که انصراف داده، دلم می گه کاش می موند!

این چه روزگاربه آخه!

اینها رو هم بخونید:

زغال پرست،

آق بهمن

دنبال‌کردن

هر نوشتهٔ تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.