علیرغم اینکه بحران اقتصادی اخیر در کشورهای غربی و به خصوص آمریکا شروع شده ولی نتیایج مخرب اقتصادیش بر همه کشورهای دنیا روز به روز بیشتر آشکار میشه. از طرفی .
به دلیل حجم اقتصاد این کشورها، خیلی از شرکت های کشورهای دیگه بازار اصلی خودشون رو در حال کاهش می بینند. از طرفی شرکت های چند ملیتی هم مجبور پایین آوردن هزینه ها و کاهش سرمایه گذاری جدید، که عمدتاً در کشورهای دیگه (در حال توسعه) قرار بوده بگیره، شدن. به طور کلی هر چی اقتصاد یک کشور به مبادله (trade) وابسته تر بوده یعنی درصد بالاتری از درآمد ملیش رو واردات و صادرات تشکیل بده بیشتر ضرر می کنه. مثلاً میشه حدش زد که هاب اقتصادی مثل دوبی خیلی از این وضعیت رنج ببره. مقاله ای در نیویورک تایمز وضعیت سخت اقتصادی در دوبی رو تشریح کرده.
واضحه که این وسط ایران هم خیلی با مشکل مواجه میشه. در اثر شوک حاصل از بحران اقتصادی، قیمت نفت به شدت افت کرده و خوب درآمد کشور ما که خیلی به نفت وابسته هست کم میشه. دست دولت در واردات کم میشه، که با توجه به سیاست ها ی انبساطی دولت می تونه به تورم بالاتر منجر بشه. از طرفی صادر کننده های ایرانی، به خصوص کسایی که کالاهای لوکس مثل فرش دستی صادر می کردند، ممکنه با مشکل زیادی روبرو بشند.
از طرفی این بحران می تونه برای ما از چند نظر فرصت باشه:
1- چون اقتصاد ما بسته تر هست، کمتر از این بحران آسیب می بینیم و حالا که هیج جا برای سرمایه گذاری امن نیست، ایران می تونه جای امنی برای سرمایه گذاری باشه. مخصوصاً میشه سرمایه گذارهای ایرانی که در دوبی و کشورها همسایه هستند رو به سرمایه گذاری در داخل کشور ترغیب کرد.
1*- البته خود این مورد اگر درست برنامه ریزی نشه، ممکنه یه تهدید باشه. یعنی مثلاً ممکنه کلی سرمایه وارد بخش مسکن بشه و قیمت املاک و مستغلات رو به صورت حبابی ببره بالا.
2- قدرت یک چیز نسبیه. اگه ما کمتر از این بحران ضرر ببینیم، در کل قدرتمون افرایش پیدا می کنه.
3- کلاً وقتی دست دولت در خرج کردن بسته باشه، مجبور میشه درست از پولش استفاده کنه، که در دراز مدت اثر بهتری از خرج کردن های الکی مثل سفرهای استانی داره.
اصل مطلبی که می خوام بگم اینه بحران، نظم موجود رو به هم میزنه و نظم جدیدی بعد از بحران بر جهان حاکم میشه. وقتی یک کشوری در یک زمینه ای مزیت رقابتی پیدا کنه، در اون زمینه پیش میفته و چون جلوتره باز می تونه بیشتر سرمایه گذاری کنه و جای خودشو تحکیم کنه. در ادبیات مدیریت و علوم اجتماعی-سیاسی به این مسئله میگن فاکتور وابسته به مسیر (path dependence). یکی از چیزهایی که می تونه به خنثی کردن اثر وابسته به مسیر منجر بشه بحران شدیده که قواعد بازی در طول بحران تغییر می کنه و کشورها و بنگاه های جدیدی می تونن جای خوشونو پیدا و تثبیت کنند. یک مثال سادش ایجاد و گسترش شرکتهای هماپیمایی Low cost بعد از 11 سپتامبر.
حال بر ماست که ببینیم چه جوری می تونیم از این بحران استفاده کنیم و یک سری مزیت درست کنیم که رشد وابسته به مسیر ما رو تضمین کنه.
پ.ن. نباید از اینکه چون در بحران جهانی، اقتصاد بسته کمتر ضرر میبینه، نتیجه گرفت که اقتصاد رو باید بسته نگه داشت. چون اولاً رشد بالایی که در اثر مبادلات آزاد حاصل میشه، خیلی بیشتر از ضرر حاصل از بحران هست. ولی میشه نتیجه گرفت که نباید بی مهابا به آب زد و باید جوری پروفایل مبادله رو تنظیم کرد که اقتصاد کشور در صورت مواجهه با بحران فلج نشه.