Feeds:
نوشته‌ها
دیدگاه‌ها

در احوالات دانش…

در احوالات دانشکده مدیریت و اقتصاد شریف

سلام بر دوستان عزیز، روی کلام من به خصوص با دوستانی است کمتر با دانشکده مدیریت و اقتصاد دانشگاه شریف آشنایی دارند و از بیرون گود دارند ماجرای تقلای دستندرکاران این دانشکده را برای حفظ و تداوم این مرکز علمی تماشا می کنند. شاید خبر عزم عده ای در وزارت علوم در جهت بسته شدن این دانشکده تعجب شما را بر انگیخته باشد ولی اکثراً این مسئله مسئله شما نیست. البته حق با شماست، چرا شما باید نگران مسئله ای باشید که نه چندان بزرگ به نظر می رسد که بر زندگی شما، و یا عده زیادی از هم وطنانتان از اثر معنی داری داشته باشد، به خصوص وقتی مسائل بزرگتری مانند تحریم ها، انتخابات و غیرو مطرح هستند.
ولی اگر کمی بیشتر بیاندیشیم می بینیم که این مسئله ( و مسائل مشابه) باید دغدغه همه دانشگاهی های کشور ما باشد، همه تحصیل کرده ها و به نوعی همه کسانی که مدعی دفاع از حقوق مدنی شهروندان و کاهش دخالت خودسرانه عده ای باشد که از منصب دولتی خود قصد سوء استفاده از سرمایه های کشور را دارند. بسیاری از نهادهای مستقل و مردم نهاد، مانند حوزه های علمیه و شورای های صنفی، به تدریج استقلال خود را از دست داده و به عناصری تحت سلطه گروه های سیاسی حاکم در آمده اند. دامنه نفوذ و دخالت های خود سرانه دولتمردان در امور دانشگاه ها نیز به تدریج تنگتر شده است: بازنشسته کردن استادان، تعیین اجباری روسای دانشگاهها، افزایش اِعمال نظر در گزینش هیات علمی و حالا تلاش برای بستن یکی از دانشکده هایی که سعی در حفظ استقلال و ارائه نظر کارشناسی خود داشته است. با دیدن این روند، ساده اندیشی خواهد بود که فکر کنیم این داستان به همین جا ختم خواهد شد. این فشار به تدریج بر همه نهادهای علمی کشور، اعم از دانشگاه های دولتی و آزاد، اعم از تهران و شهرستان ادامه خواهد یافت تا استقلال فکری و و آزادی عمل از این نهادها را به حداقل تقلیل دهد.
بر خلاف جریانهای سیاسی که بر تغییر ساختار قدرت متمرکز شده اند، جنبش مدنی بر اعاده حقوق شهروندی گروههای مختلف جامعه استوار است. در حالیکه بسیاری از ما از نبود ساختارهای لازم برای مردم سالاری شِکوَه داریم و در مواردی به اعتراض برای احیای این نهادها پرداخته ایم، سنگر دفاع از حقوق مدنی اغلب خالی مانده است. هدف جنبش مدنی نه تغییر سیستم، بلکه قانع کردن مجموعه حاکم به احیای حقوق بخشهای مختلف جامعه است. این مهم تنها با همبستگی اقشار مختلف جامعه، اعم از دانشگاهی و کارگری، اعم از مرد و زن، و اعم از مذهب و قومیت، و همراهی در حمایت از یکدیگر حاصل میشود.
با این مقدمه، اگر تمایل به همراهی با فارغ التحیلان دانشکده میدیریت شریف برای حفظ این مرکز را دارید می توانید با امضاء نامه ذیل حمایت خود را نشان بدهید.

با تشکر

http://helpgsme.ir/

Advertisements

بازگشت دوباره

دلیل غیبت چند هفته ای:

در چند هفته اخیر لپ تاپ قدیمان به رحمت ایزدی پیوسته و ما را بس آزرده بود.ا

و من هم در انتخاب سخت گیر و در عمل تنبل فلذا خریدن کامپیوتر جدید چندی طول کشید.

امید است با لپ تاپ جدبد بیشتر در خدمت دوستان باشیم.

دله دزدی در انگلیس

مثل اینکه بحران اقتصادی خیلی داره روی نهادهای انگلیس اثر می گذاره به طوریکه این دله دزدی که در پست قبل اشاره کرده داره اینجا فراگیر میشه.

وضعیت دانشگاه ها و اپراتورهای تلفن همراه و لوله کش ها و دوچرخه دزدها که از روز هم روشن تاره. ولی آخرین نمونه ای همین امروز باش مواجه شدم دیگه کفم رو برید.

من یک عدد CushDesk ( وسیله ای  برای قرار دادن لپ تاپ روی پا که در حقیقت بین پا و لب تاپ قرار می گیرد) سفارش داده بودم، بجاش یک عدد کیف لپ تاپ دریافت کردم. حلا شاید هم این یکی یک اشتباه ساده باشه. حالا بذارید ببینم چی جواب می دن به شکایت من: معلوم میشه اشتباه شده یا دله دزدی بوده.

امروز ایمیلی دریافت کردم از مسئول خوابگاههای دانشجویی که بسیار ما را بر آشفته کرد.

خانمه گفته بود چون که زودتر از موعد مقرر خوابگاه را ترک کردی باید تا دو هفته دیگه کرایه ایجا رو بدی.  ( هر هفته حدود 115 پوند و در مجموع 230 پوند)

جالب اینه که هفته پیش که بهش گفتم می خوام زودتر برم، خیلی راحت گفته بود مشکلی نداره و هیچ اشاره ای به این مسئله پول اضافی و جریمه نکرده بود.

من هم که به رگ یزدیم حسابی برخورده بود ایمیلی زدم به این خانم که آبجی من متوجه نشدم شما دقیقاً چی گفتی. ولی اگه منظورت اینه که من پول اضافی بدم کور خوندی! اینها رو  هفته پیش باید بهم می گفتی

حال بینیم چی میشه! ولی من فعلاٌ خیال تسلیم شدن ندارم

 

سر و سامان گرفتن (2)

کار دومی که دیروز انجام دادم، Indeed، (در حقیقت) تعویض خانه بود.

در اوان ورود به شهر ردینگ در یکی از خوابگاه های دانشگاه سکونت گزیده بودم. منتها زود متوجه شدم که  کرایه خوابگاه ها به مراتب بیشتر از کرایه یک اتاق در املاک خصوصی است. و بدتر این بود که  پرداخت این پول اضافی هیچ مزیت خاصی را هم برایم ایجاد نمی کرد.

محل خوابگاه تا دانشکده ما حدود 30-40 دقیقه پیاده روی دارد. وضعیت حمل و نقل عمومی هم انقدرها در ردینگ جالب نیست به طوریکه نتها یک اتوبوس در این مسیر حرکت می کند که انهم هر یک ساعت یکبار می آید.

با جستجوی نه چندان زیاد اتاقی را جستم در قاصله 10-15 دقیقه ای از دانشکده با کرایه 300 پوند. ( کرایه خوابگاه 500 پوند بود). در حقیقت من و 3 نفر دیگه در یک خانه 4 اتاقه با هم زندگی می کنیم. یکی از هم خانه ای یک دانشجوی دکترا اهل کشور ایتالیاست و دو نفر دیگر کار می کنند، یکی اهل برزیل و دیگری لهستانی. در ضمن این خانه ما یک حیاط بزرگ دارد و یک درخت سیب!

به هر شکل تا به این لحظه که 5-6 ساعتی است در خانه جدید هستم از این تدبیر خویش بسیار خورسندیم.

امید است که لحظات خوشی را در این خانه داشته باشیم

پ.ن.1 اگر به نحوه صحبت انگلیس ها به خصوص در مجالس رسمی دقت کنید می بینید که همش به هم Indeed تحویل می دهند. مثلاً Thank you Indeed  یا I enjoyed it Indeed , …

امروز بالاخره سر و سامون گرفتم!

نترسید! چیزی نشده! نه کسی رو تازگیها دیدم و نه قصد ازدواج دارم.

اما امروز بالاخره دو تا کاری را که 1ماهه می خوام انجام بدم تموم کردم:

1) یک عدد دو چرخه خریدم به مبللغ 100 پوند با کلیه امگانات شامل دو  چراغ ( عقب و جلو) و دو قفل ( قفل بدنه و قفل چرخ!) این هم عکس دوچرخه

 فعلاٌ این را داشته باشید تا برنامه بعد

چند وقتی است که دوباره می خواهم بنویسم اما هر بار یک بهانه ای پیدا می کنم برای این که کار را امروز را به فردا بیاندزم یا به قول انگلیسی زبان ها پروکرستینت Procrastinate  کنم.

قابل توجه دوستانی که چند وقت است از من خبر ندارند الان در رِدینگ زندگی می کنم. همان Reading به معنی خواندن می نویسند اما Reding می خوانند.

و اما ردینگ شهر کوچکی است  با فاصله نیم ساعت ترن در غرب لندن. در این 3 هفته ای که به اینجا آماده ام  بیشتر سرگرم کارهای دانشگاه و فراهم آوردن وسایل زندگی بودم و خیلی فرصت اندیشیدن نداشته ام. اما در کل زندگی در اینجا تا حدود زیادی متفاوت از زندگی در لندن باشد… در روزهای آتی در این باره بیشتر می نویسم.

امید است این بیماری پروکرستینیشن دوباره ما را نگیرد!